اسكندر بيگ تركمان

822

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

پادشاه و الا جاه روم فرستاديم كه اگر از آنجانب نيز رايحه محبت و اتحاد استشمام رود و ابواب الفت و آشنائى فيما بين مفتوح گشته مصادقت و دوستى تيسير پذيرد بعد اليوم ايلچيان و فرستادگان از تحف و هداياى لايقه خالى نخواهند بود و چاوش را از تبريز روانه فرمودند و سردار چون از حوالى قارص كوچ كرد عنان از راه ايروان پيچيده به طرف چالدران آمد و چون بالكاء خوى رسيد از كفاعى قلعه گذشته به طرف سلماس كه سمت راه تبريز است در حركت آمد از تقرير سفراء و واردين چنان معلوم شد كه مطلب سادار از اين آمدن و عنان از راه متعارف پيچانيدن آن بود كه بىآنكه با جنود قزلباش محاربه نمايد بلطايف الحيل و تدبيرات سپاهيانه تا تبريز كه منتهاى مقصد است رسد و از آنجا گفتگوى مصالحه و صلاح انديشى را وسيله مراجعت ساخته بازگردد كه نزد همگنان بجبن و بددلى منسوب نگشته خصما و اضداد او را بتقصير متهم ندارند . بالجمله چون آمدن سردار از راه سلماس و طسوج بتبريز محقق گشت و چنين بسرعت پيش آمدن منافى مقدمات صلح بود امراء عظام و عساكر منصوره را كه در مرند اقامت داشتند طلب فرموده كس باحضار محمد خان زياد اغلى و امراء قراباغ و امير كونه خان و لشكر چخور سعد فرستادند كه قلعه را بمعتمدان كار ديده سپرده بموكب همايون پيوندند و متوجه استحكام قلعهء تبريز و انجام ضروريات آن گشته تمامى غازيان تركمان و تكلو را كه در موكب ظفر قرين بودند خواه قورچيان عظام و خواه غير آن برفاقت و همراهى پير بوداقخان حاكم تبريز بقلعه درآمده بلوازم قلعه دارى قيام نمايند و جمعى از تفنگچيان قدرانداز ركاب اشرف نيز بدين خدمت مأمور شدند و آن جماعت همگى پذيراى فرمان گشته مسرور و شادمان نقدجان بر كف بقلعه درآمده مستعد قلعه دارى گشتند . چون عمارت شنب غازان تبريز كه ساخته و پرداخته معمار همت پادشاه سلطان غازان است و مدارس و خوانق بر دور گنبد مقبره پادشاه مرحوم كه در رفعت و بلندى مشهور جهان و از غاية ارتفاع ثانى گنبد هرمان است ساخته شده جاى مستحكم است بخاطر انور رسيد كه مبادا روميه آن را مقابل كوب قلعه تبريز گردانيده بذخاير و يراق و حارس و نگهبان استحكام داده بازگردند و تسخير آن به سهولت دست ندهد به آنجا نيز توپ و تفنگ و آذوقه و يراق كشيده فوجى از تفنگچيان قدر انداز اعتمادى را بحراست آن تعيين كردند و كسان بر سر شوارع فرستادند كه رعايا مواضع قريبه سمت راه را كوچانند كه از آسيب آمد شد لشكر بر كنار بوده باشند و اصلا غله و آذوقه [ 582 ] در محال نگذارند و هر كس استطاعت بردن غله خود نداشته باشد جهت نقل انبار قلعه گذاشته قيمت واقعى از سركار ديوان ستاند و چون سردار به دو سه منزلى تبريز رسيد سكنه و اهالى شهر خود را بگوشه و كنار كشيده شهر را از آذوقه پرداختند و موكب همايون اعلى نيز از بلدهء تبريز كوچ فرموده از عقبهء كوه سرخاب گذشته در كنار رودخانهء آجى محل اقامت اختيار كرده نزول اجلال فرمودند كه تا اجتماع سپاه چند روزى در آنجا بوده بعد از آنكه كيفيت و كميت و ضعف و قدرت لشكر روم بوضوح پيوسته مكنون خاطر سردار بظهور آيد بدانچه مصلحت وقت و صلاح دولت قاهره بوده باشد بفعل آيد . در اين اثناء ايلچى ديگر از جانب سردار و على پاشا بيگلربيگى روم ايلى كه داماد او بود رسيده عرايض كه بپايهء سرير اعلى و كتابات كه بامراء و اركان دولت شاهى نوشته بودند رسانيد خلاصهء سفارت آنكه غرض اصلى از آمدن اين ديار آنست كه در قرب جوار اشرف تمهيد مقدمات صلح و كيفيت آن كه بر چه نهج خواهد بود كرده شود و جنك و جدال با جنود قزلباش در خاطر نيست و دليل بر صدق آنكه در اين راه به چند قلعه از قلاع متصرفه قزلباش رسيديم و متعرض هيچيك نشديم و از سپاه روم